مير سيد على جناب

52

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي )

كلّى مىكرده‌اند . تا در حدود هزار و دويست و نود ، يك نفر تاجر اصفهانى « * » ، كمپانى و لنديزى را تشويق مىكند به تأسيس تجارتخانه در اصفهان و به همين سبب ، آن تاجر را مردم ، " ولنديزى " مىگويند . به فاصلهء كمى چندين تجارتخانه خارجه به اصفهان مىآيد و رشتهء اغلب تجارتخانه‌ها از دست اصفهانىها گرفته مىشود و جزيى رمقى كه جهت تجارت اصفهان باقى مىماند ، در هزار و سيصد و هفت به سبب تأسيس بانك شاهى كاملا قطع مىشود . [ مير محمّد باقر ] چند فقره مسافرت به خارج مىكند و افكار تازه‌اى پيدا مىكند ، [ به‌طورى ] كه مصمم مىشود از اصفهان قطع علاقه كند . قبل از حركت دادن خانواده كه دو فرزند و يك مادر بوديم ، براى انتخاب محل مهاجرت كه مناسب كسب خود و تعليم و تربيت اولادش باشد ، از ايران بيرون رفت . اتفاقا طوفان دريا او را مريض كرد و اطباى فرنگى صلاح ديده بودند كه به داخلهء ايران معاودت كند تا اصلاح مزاج او بشود ، موقتا به شيراز آمد و خانوادهء خود را هم به آنجا جلب كرد تا آنكه در شوال هزار و دويست و نود و هفت در شيراز فوت [ و جنازهء وى ] حمل به مشهد نجف گرديد . دو فرزند از او ، يكى مير سيّد محمّد جناب ، ولادت او در رجب هزار و دويست و هشتاد و پنج و ديگر مير سيّد على جناب ( مؤلف ) متولد در اواخر ذيحجهء هزار و دويست و هشتاد و هفت ، باقى ماند . همان روز حاكم شيراز ، فرهاد ميرزا معتمد الدوله تمام متروكات او را توقيف كرد و روز بعد قريب يك‌صد صندوق ترياك تيارىشده « * * » ، موجودى در منزل را به‌عنوان اينكه حاج ابو القاسم بوشهرى ، مدعى به جناب مىباشد ، ضبط

--> ( * ) منظور از اين تاجر اصفهانى ، مير محمّد باقر ، پدر مرحوم جناب است . ( * * ) - تيار كردن : آماده و مهيا كردن ، حاضر كردن ر . ك لغتنامهء دهخدا ج 5 .